تبليغاتX
عشم اولم...عشق آخرم

عشم اولم...عشق آخرم

يک آن شد اين عاشق شدن دنيا همان يک لحظه بود آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

خدايا

خدا داري چي به سرمون مياري؟؟؟؟؟؟؟؟

نه

باور نميكنم

امكان نداره

شوخيه

يه بازيه

مگه ميشه؟؟؟

احمد چرا داشت ديوونه ميشد؟؟

چرا گريه ميكرد؟؟

چرا ميخنيديد؟؟

بازيه بعدي چيه خدا

من تحملشو ندااااااااااااااااااااارممم

بسمـــــــــــــه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم بهمن 1389ساعت 22:44  توسط احمدي  | 

....

چي بگم عزيز؟؟؟

اينطوورياسست؟؟

دلم كه شكسته..باز بشكنه؟؟؟

بيمعرفت..من به خاطر ماديات خانوادتو برگردوندم؟؟

فكر هرچيو ميكردم جز اين احمد

بيمعرفتي اگه اين فكر و كني

خودت بهتر از هركي ميدوني من همه جوره ميخوامت

این روزها تلخ ترم از قهوه ای که تو را قسمت فال من نکرد !

http://www.jennibrownwrites.com/wp-content/uploads/2009/09/Tear_II_by_usedbybertx.png.jpeg
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 1:34  توسط احمدي  | 

خــــــدايا..

خدایا نگاه کن درست تو چه وقتی

پر از اشکم اما میخندم به سختی

گلوم رو رها کن تو ای هق هق من.....


http://rahravan.com/uploads/1278856098_khandeye-talkh.jpg

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم دی 1389ساعت 10:36  توسط احمدي  | 

دهانت را ميبويند مبادا گفته باشي دوستت دارم..

http://usera.imagecave.com/M-RY-M/6gm0v34.jpg

دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم

دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

...و عشق را کنار تیرک راهوند تازیانه می زنند
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد

روزگار غریبی است نازنین

و در این بن بست کج و پیچ سرما
آتش را به سوخت بار سرود و شعر فروزان می دارند

به اندیشیدن خطر مکن
روزگار غریبی است نازنین
آنکه بر در می کوبد شباهنگام
به کشتن چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
دهانت را می بویند مبادا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد

روزگار غریبی است نازنین

نور را در پستوی خانه نهان باید کرد
عشق را در پستوی خانه نهان باید کرد
آنک قصابانند بر گذرگاهان مستقر با کُنده و ساطوری خون آلود
و تبسم را بر لبها جراحی می کنند
و ترانه را بر دهان
کباب قناری بر آتش سوسن و یاس
شوق را در پستوی خانه نهان باید کرد
ابلیس پیروز مست سور عزای ما را بر سفره نشسته است
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد
خدای را در پستوی خانه نهان باید کرد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آبان 1389ساعت 21:50  توسط احمدي  | 

آن لحظه كه بي تو سرايد مرا مباد..

سلام يار من

چطوري زيبا ترينم

دلم يه عالمه هواتو كرده

احمدم ايين چه فكري بود كردي گلم

من حتي غم عشقتم حاضر نيستم به 1000 تا خوشي بدم

اونوقت يه عشق خوشگلم خيانت كنم؟؟؟

من غلط بكنم عزيز دلم

احمد من

الهي فدات بشم

دل خانومت داره ميتركه...چقدر بهت نياز دارم

به اينكه قربون اون چشماي نازت بشم

خوش استايل من دلم برات لك زده

واسه اينكه بهم بگي خانومم ..عزيزم..فَنَسي..

به اينكه وقتي بگم احمدي....بهم بگي جان جانيه من

واي ي ي ي ي خدايا


آن لحظه كه بي تو سرايد مرا مباد...

دوستت دارم عزيز دلم..

                              يه تار موتو به دنيا نميدم

http://uaremylove.persiangig.com/ahmadie%20man.jpg


+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مهر 1389ساعت 8:56  توسط احمدي  | 

تولد تنهايي من

برای روز میلاد تن من،
نمی خوام پیرهن شادی بپوشی
به رسم عادت دیرینه حتی،
برایم جام سرمستی بنوشی

برای روز میلادم اگر تو،
به فکر هدیه ای ارزنده هستی
منو با خود ببر تا اوج خواستن،
بگو با من که با من زنده هستی
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،
بشه بی تو غم فرسودن من

نمی خوام از گلهای سرخابی،
برایم تاج خوشبختی بیاری
به ارزشهای ایثار محبت،
به پایم اشک خوشحالی بباری
بذار از داغی دستهای تنها،
بگیره هرم گرما بستر من
بذار با تو بسوزه جسم خستم،
ببینی آتش و خاکستر من
ای تنها نیاز زنده موندن،
بکش دست نوازش بر سر من
به تن کن پیرهنی رنگ محبت،
اگه خواستی بیایی دیدن من
که من بی تو نه آغازم نه پایان،
تویی آغاز روز بودن من
نذار پایان این احساس شیرین،

بشه بی تو غم فرسودن من…..

سلام عزيزم

خوبي دورت بگردم الهي؟؟

چطوري جان دل من؟؟زيباي من،احمد من....

آره عزيز تولدمه ..ميدونم كه يادته..ميدونم كه به يادمي..اما نميدونم بهم ميزنگي يا نه..

هرسال چقدر قشنگ بود تولدم عشق زيباي من

خدا هم ميدونست امسال تولدم چه غمي تو قلبمه كه تولدم شد شهادت حضرت علي كه همه جا سياه پوش باشه

كه شايد از درد دل من يه ذره كم شه عزيزم

دلم برات تنگ شده

دوباره باهاش دعوا گرفتم..ميتونم كسي و كه منو از عشقم جدا كرد تحمل كنم

دلم ميخواد صبح شه بزنم از خونه بيرون..خسته شدم عزيز دلم

شب قدر هرسال يادته با هم 100 تا نماز ميخونديم؟؟هر نمازي كه ميخوندم يكي مينوشتم احمدي دوست دارم كه تعداد نمازا از دستم نره عشق من

اونهمه دعا كرديم احمدي...پارسال شباي قدر يه سالمونو نوشتم و اين شد

خدايا امسال تو سرنوشتم برام مرگ و بذار..خدايا ...خسته شدم خداي من

خدايا هم روز تولدمه ..هم شب قدره..هم قلبم شكسته..


خدايا..اي خدايا..اي خدايم...صدايت ميزنم بشنو صدايم

شكنجه گاه اين دنياست جايم..به جرم زندگي اين شد سزايم..

دوستت دارم احمد من

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم شهریور 1389ساعت 0:0  توسط احمدي  | 

عزيزكم م م م

سلام دلبركم سلام زيباترينم خوبي عشق من؟؟؟

زيباترينم دلم برات اندازه همه دنيا تنگ شده

دلم براي مهربونيات ،نوازشات ،قشنگيات دلم براي همه چي تنگ شده

كاش پيشم بودي

كاش كنارم بودي

هستي عزيزم

يار من تويي

دلدار من تويي

قربونت بشم الهي احمديه من...

خدا كنه فاصله ها زودي تموم شه عزيز

من ميدونم ايمان دارم همش امتحان خدامونه

ميدونم سربلند ميايم بيرون ازين امتحان

الان براي سحر بيدار شدي عزيز؟؟

گفته بودي سحرا بيدارم ميكني

منم تمام شبا تا اذان منتظرت موندم لب به هيچي نزدم اما زنگ نزدي

ميدونم تمام سحرا به يادمي عشقم

دلم برات تنگ شده عزيز

برگرد پيشم ازينكه هرشب تو تاريكيه اتاق عكستو بغل كنم و اشك بريزم خسته شدم

برگرد پيشم عزيزم

دلم برات تنگ شده پاكترينم

زيباترينم

*منم اشكاش مياد يادم

آخه عشقو يادش دادم

ديدم جلوي چشمام رفت

چه ساده از دستش دادم*

دارم اين آهنگو گوش ميدم ياد 5 فروردين افتادم،تو داشتي ميرفتي من مثل ديوونه ها وسط خيابون پشت ولوو ميدوويدم تو صورتتو به شيشه چسبونده بودي برام دست تكون ميدادي من اشك ميريختم دنبالت ميدوييدم تا اينكه ديگه سرعتم نرسيد عزيز....رفتم بي بي حوريه چقدر گريه كردم....

احمد جان عزيزم عشقم به خدا دوست داررررررررررررررررررررررررررم م م م م م م

مال من باش

خدايا كمكم كن.........

http://gavarehban.persiangig.com/image/web/%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%a7.JPG


+ نوشته شده در  جمعه پنجم شهریور 1389ساعت 3:13  توسط احمدي  | 

شهر الرمضان الذي...

سلام عزيز دلم..

ماه مهمونيه خدا مبارك عشق زيباي من

يعني براي سحر زنگ ميزني بيدارم ميكني؟؟

يادته گلم هميشه تو اين سالا براي سحر بيدارم ميكردي؟؟اون زمانايي كه شارژ نداشتي 100 تا اس ام اس رايگان ميدادي

من نگران ميشدم ميزنگيدم بهت ميگفتي شارژ نداشتم بوست كنم اين اس ام اس ها هر كدوم يه بوس بود

يادته هميشه ماه رمضونا با هم قرآن ختم ميكرديم گل من

هميشه روز آخر دعاي ختم قرآن و باهم ميخونديم

يادته عشقم هميشه اونجا يه ساعت زودتر از اينجا اذان ميزد...

من هميشه ميگفتم چظور دلت مياد من گشنه باشم تو افطار كني...

يادته هر وقت من افطار درست ميكردم چقدر قربون صدقم ميرفتي؟؟؟

چقدر سخته احمدي من..خيلي سخته...

الهي دورت بگردم دنياي اين روزام چقدر سخت شده...

http://mosbat.persiangig.com/image/ramazan.jpg

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مرداد 1389ساعت 0:31  توسط احمدي  | 

18 مرداد...

عزيزم من شهرداريم زود بياهاا وگرنه برميگردم شيراز

چشم گلم الان ميام

بعد يه ربع رسيدم منو ديدي خودتو زدي به نديدن پا شدي كه بري خنده رو لبات بود دوويدم سمتت دستتو گرفتم

گلم بريم انزلي

...رسيديم انزلي

مرداب انزلي

اون دزد دريايي

اولين حس آغوشت

اولين حس نفسات

و اولين طعم لذت.....

وايي عشق من چقدر دلم تنگ شده:(

براي به آغوش كشيدنت بوييدنت بوسيدنت

اومديم موج شكن،كباب،اون مرغه كه برامون دعا كرد:(

بستني و اومديم رشت رفتيم كافي شاپ بابك آب پرتقال خورديم

ترمينال..بليط...نمازخونه..يادته اونجا چطوري وضو گرفتم؟؟

شب رفتي انزلي..

آره عشقم همه رو خلاصه كردم اگه همه رو بنويسم 100 صفحه ميشه

زيباترينم فداي مهربونيات دل تنگتم عشق من

حتي نايي براي نوشتن ندارم

اشكام مجال نميدن

دستام ميلرزه

مال من باش...هميشه خانوم پاكتم عشق زيباي من

خدايا ذلم براي عشقم يه ذره شده خدايا از دلم خبر داري؟؟؟:(:(:(:(

از قلب من مگه كسيم خبر داره؟؟گلم 1 ثانيه هم از يادت غافل نيستم عشق زيباي من

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم مرداد 1389ساعت 0:0  توسط احمدي  | 

عشق من سالگرد ديدارمون مبارك

دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

 

آن نظر بازی آن اسرار را آن دوچشم مست آهو وار را

سلام عزيز دلم سلام زيباترين عشق من خوبي دنياي من؟؟؟dancegirl2.gif

فداي مهربونيات نميدوني كه چقدر دلم تنگه برات00020376.gif 

آره فدات شم امروز 17 مرداده سالگرد اولين ديدار،اولين بوسه،اولين لمس دستات،اولين حس نفسات

از شيراز اومدي پيشم ساعت 7 صبح بود اومدم ترمينال

وااااااااااي انگار همين ديروز بود عشق من

ديدمت نتونستم بيام جلو تو تو پوست خودت نميگنجيدي رفتيم دربست گرفتيم سمت لاهيجان

سر اون پل:احمدي اينجا قبلا" رودخونه بوداا..هنوزم هست

يادته اصلا نگات نميكردم ازت خجالت ميكشيدم

آلبالوها رو 4 ماه برات تو فريزر نگه داشته بودم تا ديديمت بهت دادم

رسيديم لاهيجان گفتي گشنته گفتم بريم بالاي كوه اونجا يه چي بخور اما رفتيم روبرو شيطان كوه آب طالبي

خريدي با كوكي آب طالبي منم تو خوردي

رفتيم بالاكوه اولين بوسه رو به لبام زدي من يخ كردم هنوز احساسش ميكنم واي چقدر دلم تنگ شده عزيز دلم

يادته عشقم مرده آهنگ ميزد بهش پول دادي سلطان قلبها بزنه اما باز همونو زد چقدر خنديديمTAEL_SmileyCenter_Russian (377).gif

واسه اولين بار باهم تله كابين نشستيم براي اولين بار بغلم كردي منو بوسيدي چقدر شوكه بودم

اما چه لذتي داشت زندگيه منTAEL_SmileyCenter_Russian (111).gif 

تو آلاچيق سرتو گذاشتي تو پام موهاتو نوازش ميدادم آلبالوها رو ميخوردي پرت ميكردي هستشو تو باغ چايي ميگفتي چند سال ديگه با هم ميايم اينجا و ميبينيم اينجا درخت آلبالو در اومدهTAEL_SmileyCenter_Russian (240).gif

عزيز دل من يار زيباي من..664340zwja4vss9o.gif

اومديم رفتيم دلستر خريديم رفتيم بانك تجارت كه پولتو نقد كني با كوحه منو باد ميزدي آقاهه گفت برين چمخاله لنگرود

رفتيم لنگرود اون مرده راننده يادته عشقم؟؟يادته دورت بگردم؟؟

چه لذتي داشت وقتي اولين بار دريارو با من ديدي و چه لذتي بالاتر اينكه من دريارو ازچشم عسليه خوشگلت ميديدم

رفتيم دريا قايق نشستيم براي اولين بار منو محكم بغل كردي عكس گرفتيم مني كه انقدر ميترسيدم اما چقدر شجاع شده بودم

چون پشتم بهت گرم بود مثل الان بي پناه نبودم عزيز

من لب ساحل نشستم رفتي تو آب،تو آب سجده شكر زدي داد كشيدي خداااااااااااااااااااااااااااا

همه نگامون كردن،دريا رو قسم دادي..خدا پس چي شد؟؟؟؟خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

دلم داره ميتركه احمدم عزيز دلم محبوب من به خدا دارم ميتركم..........

شونه هات كو عزيزم؟؟كجايي كه آرومم كني گل من..عشق من...

اومديم لاهيجان رفتيم رستوران طبقه بالا باز كلي منو بوسيدي كادومو بهم دادي..يادته چي شد گلم؟؟....

فداي مهربونيات بشم فداي پاكيت بشم عشق من يادته هيچي نداشتيم اما قلب پاك و عاشق داشتيم

دلم برات تنگ شده به خدا دارم ميتركم

خدايا يارمو بهم برگردون كمكم كن.....

خداياااااااااااا...معبودم..........

منم میرم از این خونه خداحافظ در و دیوار خداحافظ شکسته من به یاد اولین دیدار.....


دل به یاد آورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را

 

آن نظر بازی آن اسرار را آن دوچشم مست آهو وار را

 

همچو رازی مبهمو  سربسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود

 

آمد و هم آشیان شد با من او

 

همنشین و هم زبان شد با من او

 

خسته جان بودم که جان شد با من او

 

ناتوان بودو توان شد با من او

 

دامنش شد خوابگاه خستگی

 

این چنین آغاز شد دلبستگی

 

وای از آن شب زنده داری تا سحر

 

وای از آن عمری که با او شد به سر

 

مست او بودم زدنیا بی خبر

 

دم به دم این عشق میشد بیشتر

 

آمدو در خلوتم دم ساز شد گفتگو ها بین ما آغاز شد

 

گفتمش در عشق پابر جاست دل

 

گر گشایی چشم دل زیباست دل

 

گر تو زورقبان شوی دریاست دل

 

بی تو شام بی فرداست دل

 

دل زعشق روی تو حیران شده

 

در پی عشق تو سرگردان شده

 
 

گفت : در عشقت وفادارم بدان

 

من تو را بس دوست میدارم بدان

 

شوق وصلت را به سر دارم بدان

 

با تو شادی میشود غم های من

 

با تو زیبا میشود فردای من

 

 

گفتمش عشقت به دل افزون شده

 

دل ز جادوی رخت افزون شده

 

جز تو هر یادی به دل مدفون شده

 

عالم از زیباییت مجنون شده

 

بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش

 

طعم بوسه از سرم برد عقل وهوش

 

در سرم جز عشق او سودا نبود

 

بحر کس جز او در این دل جا نبود

 

دیده جز بر روی او بینا نبود

 

همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود

 

خوبی او شهره افاق بود

 

در نجابت در نکویی او طاق بود

 

روزگار   

 

روزگار اما وفا با ما نداشت

 

طاقت خوشبختی ما را نداشت

 

پیش پای عشق ما سنگی گذاشت

 

بی گمان از مرگ ما پروا نداشت

                                             http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcR-hFLn8umZQ4OwD7dk-AOuKNkHiYv2UtYFild9A4gYRd8aXnc&t=1&usg=__FnYv0cnRugk93s6QcX6-1sn7EeU=

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم مرداد 1389ساعت 0:0  توسط احمدي  | 

سلام زيباترينم

ساعت 4:15 دقيقه صبحه 6 مرداده ديروز نيمه شعبان بود عشق من

خوبي احمدم،نازنينم،دلبرم مثل هميشه به چشماي منتظرم خواب نمياد

راستي جان جانيه من ديروز بابا جون اس ام اس داد عيد و تبريك گفت

دارم اين اهنگ و گوش ميدم :

                                    برايم گريه كن امشب كه تنها امشبم با تو

                      برايم گريه كن فردا به جز يادي نخواهد بود

                                  

يادته يه شب گفتي عزيزم اين اهنگ و گوش كردم تا صبح گريه كردم؟؟

چقدر دلم تنگ شده براي روزايي كه جز من و تو و خدا هيشكي نبود

به روزايي كه هيچي نداشتيم اما همو داشتيم هيچي بينمون نبود عشق ميكرديم با خودمون

محبتمون خالصانه بود واقعا واسه هم بوديم وقتي ميديدمت ميپريدم تو آغوشت

احمد جان عزيزي

                      الا يار جان خطر دارد جدايي....

قربونت بشم من چقدر خوشگل ميرقصي عزيزم،چقدر كليپامو دوست دارم احمد

عزيزم آخه بامرام من نميگي دل خانومت برات يه ذره شده

نميدوني كه غم بيخبري غم نبودت چه عذابي داره بهم ميده احمدم

احمد جان عزيزيه من الهي نوربوقت بشم من ديدي نيمه شعبان بود ماه كامل بود عشق من

يادته هر موقع ماه كامل ميشد ديوونه ميشديم

برام ميخوندي

                    بي تو مهتاب شبي باز ازان كوچه گذشتم

احمدم داد ميكشيدي ميخونديش

احمدي ديگه چي بگم؟؟آخه مگه حرفاي دلم اينجا جا ميشه عزيز دلم؟؟؟

برگرد پيشم من همون عزيز پاكتم همون كه هيچ چيزي جز خود تو براش مهم نبود

فقط من و تو و خدا همين عزيز

دوستت دارم احمدم احمد من عزيز منIn Love




+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم مرداد 1389ساعت 4:33  توسط احمدي  | 

براي تك ستاره قلبم احمدم

دوستت دارم عشق و اميدم


معنای زنده بودن من با تو بودن است..

نزدیك, دور

سیر,گرسنه

رها, اسیر

دلتنگ و شاد...

آن لحظه ای كه بی تو سرآید مرا مباد..


+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم مرداد 1389ساعت 16:24  توسط احمدي  | 

سلام تنها بهونه قشنگ من براي زندگي

سلام دنياي من

زيباترينم حالت چطوره؟؟

مثل هميشه دلتنگ و بيتابتم فقط اين 5 سال و مرور ميكنم ،آخه ما كه حتي 1 ثانيه از هم جدا نبوديم چطور باور

كنم؟؟

فنسي من اخبولوي من خيلي دلم برات تنگيده ها عزيزي

امسال ماه رمضون سخت ترين ماه رمضونه آخه هرسال عزيزم وقت سحر تو بيدارم ميكردي ميگفتي عزيزم برو سحري بخور ضعف نكني هرسال اولين نفر تو بودي ميگفتي خانومم روزت قبول باشه

چه بگويم با من اي دل چه ها كردي

                                                 تو مرا با غم عشق او آشنا كردي

فدات بشم،الهي دورت بگردم خوش اندام من زيباترين من عزيز دل من من به همون خدامون قسم همون خانوم پاكتم يه لحظه ازت دور نيستم اميد دارم مياي پيشم

قربونت بشم مبعث به بابا زنگ زدم دلم داشت ميتركيد عيد و بهش تبريك گفتم گفتم از احمدم چه خبر؟؟

گفت چرا انقدر نگراني ما هنوز چشم اميدمون به شماست

احمدي قلبم دوباره جون گرفت

دلم ميخواست پرواز كنم

يكي از كسايي كه وبلاگتو خونده اسمش خاله ثنا است برام نظر گذاشته ميره مشهد دعامون ميكنه

احمدي احمدي احمديه من عزيزيه من

دوستت دارم

دلم برات تنگه براي آغوشت براي محبتت براي بوسه هات براي نوازشات دلم براي خودت تنگه

نميبخشم كسي كه باعث شد از هم جدا شيم مطمئنم مال هم ميشيم اما براي همين مدت هم براي همين مدت كه قلبمون شكست هم نميبخشمش عزيزم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم تیر 1389ساعت 21:21  توسط احمدي  | 

احمد گلم دلبرم يار من كجايي بلا مي سر...

سلام عزيز دلم خوبي بلاميسر؟؟تي جان قوربان ميدوني دلم چقدر برات تنگيده؟؟

گوشيت چرا خاموشه عسلم؟؟نميگي دلم ميتركه؟؟زنگيدم مغازت جواب داديا اما لال شذم 20 ثانيه صداتو

شنيدم قلب كوچيكم آروم گرفت فداي چشماي خوشگلت بشم،ديگه كي مثل  من ناز اون نگاهتو ميكشه

خوش اندام من بازيهاي جام جهانيو بدون من ميبيني؟؟چقدر دلم براي كل كلامون تنگ شده يادته جام جهانيه

4 سال پيش عزيزترينم تو ايتاليا بودي من آلمان دو دقيقه آخر بازي ايتاليا 2 تا گل زد تو چقدر خنديدي بلاميسر

واي كه چقدر دلم تنگ شده،چقدر آرزوهاي خوشگلي داشتيم

من هنوز اميد دارم به همون خدا كه با عشق تو بهش رسيدم عزيزم با عشق تو معجزه هاشو ديدم

پس كمكمون ميكنه،تنهام نذار من هميشه مال توام روحم جسمم نگاهم فكرم همه تارو پودم

عاشقتم عاشقتم عاشقتم

خيلي دوستت دارم دلبر زيباي من

الا يار جان خطر دارد جدايي......

اگه فاصله افتاده اگه من باخودم سردم

تو کاری با دلم کردی که فکرشم نمیکردم

چه اسون دلبریدی از دلی که پای تو گیره

که اگه ای ازاین بدتر هم باشی پای تو نفسش میره

نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

هیمشه لحظه اخر خدا نزدیک تر میشه

تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره

که حتی از تو چشماو یه لحظه بر نمیداره

تو امید منی اما داری از دست من میری

با دستای خودت داری همه هستیمو میگیری

دعاکردم توروبازم با چشمی  که نخوابیده

مگه میذاره دلتنگی مگه گریه اون میده

مریضم کرده تنهایی ببین حالم پریشونه

من اونقدر اشک میریزم که برگردی به این خونه

حسابش رفته از دستم شبایی که بیدارم

شاید از گریه خوابم برد درارو باز میذارم

نمیترسم اگه گاهی دعامون بی اثر میشه

هميشه لحظه اخر خدا نزدیک تر میشه

تورو دست خودش دادم که از حالم خبر داره

که حتی از تو چشماو یه لحظه بر نمیداره

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 21:0  توسط احمدي  | 

احمدم دلم خيلي برات تنگ شده

سلام قربون مهربانيات بشم

خيلي دلم برات تنگ شده فنسي

عكسمونو بزرگ زدم رو چوب زدم به ديوار عزيز دلم

هر بار اون ظالمي كه مارو از هم جدا كرد ببينه و حسرت بخوره كه چه بلايي سر من آورد

گل من قربونت برم ميدوني كه هميشه برام بهترين بودي و هستي

مردم م م م آدمااا من به عشق احمدم افتخار ميكنم

احمد من پاك و صاف و صادق بود دارم ميسوزم احمد ما 5 سال باهم زندگي كرديم خونمونو خراب كردند

چه روزاي قشنگي چه عشق  قشنگي

خسته شدم خدايا فقط احمد و ازت ميخوام

تروخدا برام دعا كنيد به دستش بيارم تروخدا

من ديگه طاقت دوري ندارم

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 13:6  توسط احمدي  | 

كجائي تو؟؟


کجایی تو ، ای گرمی جان من ؟!
   که شد زندگی بی تو زندان من

 

   کجایی تو ای تک چراغ شبم ؟

   که دور از تو جان میرسد بر لبم .

 

   لبم ،بوسه جوی لبِ نوش تُست

   در آغوش من بوی آغوش تُست

 

   به هر جا گلی دیده ،بو کردم

   ز گلها تو را جستجو کرده ام

 

   شب آمد، سیاهی جهان را گرفت

   غم تو ،گریبانِ جان را گرفت

 

   بیا ای درخشنده مهتاب من

   که عشق تو بُرد از سرم خواب من

 

   رهایم مکن در غمِ بی کسی

   کنم ناله ، شاید به دادم رسی

 

   خطاکارم ، اما ز من گوش کن

   بیا رفته ها را فراموش کن ...

Crying 1

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 13:6  توسط احمدي  | 

بی خبراز یارمم

می شودباخودشبی تنها نشست؟

 

بی خبراز یاربی همتا نشست؟

 

می شودباغصه ها بیگانه شد؟

 

بی خیال ازخانه ای ویرانه شد؟

 

می شود اما نمیدانم چرا

 

درد من هرگز ندارد انتها

 

می شودشادی کنی باردگر؟

 

گل نگرددهمچویک خاردگر؟

 

غافل ازهرشمع بی پروانه شد؟

 

با سیاهی لحظه ای بیگانه شد؟

 

می شود اما نمیدانم چرا

 

روشنی ازمن دگر گشته رها

 

می شودبا واژه ها هم راز بود؟

 

جای غم اندیشه ات پرواز بود؟

 

می شودیکبارهم دیوانه شد؟

 

یا اسیرمستیِ و میخانه شد؟

 

می شود اما نمیدانم چرا

 

مستی ام دیگر نمی گیرد مرا

 

 

می شودصبروشکیبائی نمود؟

 

دردوغم ازچهرات خالی نمود؟

 

می شودخلوت نشینی شادشد؟

 

یا ازاین دل بستگی آزادشد؟

 

می شوداما نمیدانم چرا

 

غم نمی خواهد رود از این سرا

+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 12:49  توسط احمدي  | 

ناله های هجرت تو


Tanha-tarin_tanha.jpg


پشت راهت گریه كردم تا بیایی زود

اشك هایم همنشین لحظه هایت بود

رفتن تو

عشق را در قلب من خشكاند

دوری تو

باز قلب خسته را فرسود

پرسه های نا امیدی  می كند بیداد

در قلبم ناله های هجرت تو می كند فریاد

در گوشم

من ولی ساكت بی صدا و خسته

خاموشم

كاش می شد ای همیشه سرد چون آهن

لحظه ای آیی در آغوشم

تا ببخشم گرمی دل را

تا شكست آرم

حسرت یك بوسه بر لب را

لیك می دانم

در خیال تو  من فراموشم

ترك آغوشم

ساكت و تنها  شمع خاموشم
.
+ نوشته شده در  شنبه یکم خرداد 1389ساعت 12:43  توسط احمدي  | 

عزيز دلم احمد من تولدت مبارك عشقم

سلام قربونت بشم

خوبي زيبا ترينم؟؟؟؟

كجائي جيگر؟؟چي ميكني؟؟؟

نميگي دل كوچيكم داره ميتركه عزيزم؟؟؟؟؟

الهي قربونت بشم ميدوني چقدر دلم برات تنگ شده؟؟؟

نميدوني اين 17 روزو 11 ساعت و 3 دقيقه چه انتظاري كشيدم تا بشه 8 ارديبهشت

تا بتونم صداي قشنگتو بشونم عزيزم

ساعت 12 زنگ زدم بهت فدان شم چرا جواب ندادي؟؟؟

الهي قربونه اون نگاه خوشگلت بشم نكنه غصه بخوري؟؟؟

به خدا مال توام عزيز

به قشنگي تولدت قسم

خدارو به اشكام قسم بسوزونه كسيو كه ما رو از هم جدا كرد

عزيزم آروم نميگيرم قلبم درد مينكه اين اشكا داره كورم ميكنه عزيز

اما نه

از ساعت 12 تولدته نبايد ازدست بدم ثانيه به ثانيه امروزو

نكنه فردا جواب دادي باهام غريبه صحبت كنب؟؟؟

آتيش ميگيرم عزيز

بذار اولين تولديو كه با هم بوديم بگم

8 اردي بهشت 85

تازه 2 ماهم نبود باهم بوديم عزيز  smiley1706.gif

7 اردي بهشت من رفته بودم اردو تو هم عروسي بودي

8 تا 12 خوابيده بودي چقدر چشم انتظاري كشيده بودم

احمدي اون خرسيو واست خريده بودم

بعدش تعريف ميكردي وقتي بسته رسيد خواب بودي تو خونه همه ميگفتن بسته مال منه

هنوز اون چت هامونو دارم

ميذارمشون بخوني جيگرIn Love

با چه شوقي تعريف ميكردي و من به وجد ميومدم عزيزم

عزيزه دلم

قشنگترينم

تولد قشنگت مبارك


http://images.fotosearch.com/bigcomps/IMG/IMG201/10026029.jpg

http://i35.tinypic.com/2mgsg78.jpg%5B/bos


فدات بشم خيلي دوست دارم

خدا يعني ميشه مال من بشه؟؟؟؟smiley1631.gif


+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اردیبهشت 1389ساعت 0:5  توسط احمدي  | 

خداااااااااااا

خدا خسته شوم خدا

چرا گوشاتو گرفتي پس؟؟؟

خدا من كه هميشه باهات بودم

اينهمه قران ختم كردم اينهمه روزه گرفتم اينهمه نماز شكر و نذر و نياز كردم

بنده اي نبودم كه فقط تو سختيا يادت باشم

چرا در حقم نامردي كردي خدا

چرا شكوندي منو خدا

چطور دلت اومد

احمد پناه من بود

من كه چيزيي جز اون ازت نخواسته بودم

چرا شكوندي مارو خدا

داري بهمون ميخندي؟

از ديدن اشكام كيف ميكني؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هدفت چي بود خدا

چراا 5 سال عشقمونو سالم نگه داشتي؟؟؟؟

هااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟

باتواممممممممم خدااااااااااااااااا

خدا خستم

لااقل بزن بكش

اينو كه ديگه ميتوني

چرا عذابمم ميدي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

واااااااااااااااااااي وااااااااااااااي وااااي بر من

واااااااااي خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

واااااااي بر من

چي داره به سرم مياد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

چيكار داري باهام ميكني خداااااااااا؟؟؟؟

عزيز دلمو چرا گرفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

با توام خداااااااااااااااااااااااااا

چراگوشاتو گرفتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

جواب هق هق اي هز ثانيمو چرا نميدي؟؟؟؟؟

احمدم چي ميكنه؟

حالش چطوره

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
وااااي

وااااااااااااي

وووااااااي

اااااااااااحمد من عزيز دل من كجايي عشق من

بلا مي سر

احمدي من عزيزي من فنسي من كجايي جيگر خانمت داره ديووانه ميشه

واااااااااااااي

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 17:26  توسط احمدي  | 

خسته شدم خداااااااااااا

حالا که تموم شد تو هم داری میری


مبادا که دست کسی رو بگیری


خدایا نگام کن دور از تو چه وقتی


پر از اشکم اما میخندم به سختی


گلومو رها کن تو ای هق هق من


می مردم برا اون نبود عاشق من


مبادا که عشقم تو قلبش بمیره


می ترسم که دست کسی رو بگیره


بگین کاری این بار ازم بر نیومد


بگین کم آوردم یا صبرم سر اومد


بگین باز بیاد وبه قلبم بشینه


بگین جای اسمش هنوز نقطه چینه...


تو احساس من رو چه راحت ربودی


اگر من شکستم مقصر تو بودی


مگه من رو در حد مردن ندیدی


تو دلخور نبودی چرا دل بریدی


دلم روز و شب رو تو تنهایی سر کرد


بگین که تمومه دعاهاش اثر کرد


بگین اونو دست خدامون سپردم


مقصر نبودم ولی پاشو خوردم


بگین خیلی وقته که صبرم سر اومد


بگین کاری کرده که دادم در اومد


بگین خیسه اشکم همه تار و پودم


بگین تا بدونم مقصر نبودم....

 

راستی الان عزیز من سرت رو شونه ی کیه؟!!!


صدای خنده های تو الان تو خونه ی کیه؟!!!


روزای خوب زندگیم تمومشون صرف تو شد


می گفتی راهمون جداست...آخرشم حرف تو شد...


می گفتی راهمون جداست...آخرشم حرف تو شد...

+ نوشته شده در  جمعه سوم اردیبهشت 1389ساعت 15:48  توسط احمدي  | 

اردي بهشت

 اردي بهشت قشگم رسيد

هرسال با تو اردي بهشت و جشن ميگرفتم

ماه تمام زيبايي ها

اما امسال اردي بهشتم بدون تو جهنمه

لحظه شماري ميكنم

تا 8 اردي بهشت

تولد يار و محبوبم

چقدر سخته بي تو و و و

http://betterfoto.wide10.com/uploaded_images/RDj.-Kaoy_01-726510.jpg



+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم اردیبهشت 1389ساعت 9:34  توسط احمدي  | 

آخرين حرف....

آخرين حرف

                   ديدار به قيامت

به همين سادگي


دوست دارم


+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم فروردین 1389ساعت 12:21  توسط احمدي  | 

سلام

سلام بچه ها جووون

براي هر كي ميخوام نظر بدم صفحه نظراتم مشكل داره نميتونم نظر بدم

اگه ميشه ايديتونو بذاريد من از ايدي ميگم كسايي كه رمز ميخوان يا مثلا نيلوفر كه آهنگ و ميخواد

مرسي

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم فروردین 1389ساعت 10:21  توسط احمدي  | 

آخرين ديدار...قسمت آخر


براي خواندن قسمت آخر اخرين ديدار ما به ادامه مطلب با همان رمز قبلي برويد




        خدایم

پازل شکسته دلم 

دیگر قابل جور شدن نیست 

تعدادی از قطعاتش از بین رفته؛تعدادی نیز مفقود 

خدایا چه کنم؟ 

چه کرده ام که باید اینگونه زندگی کنم؟ 

چرا باید فقط رفت؟ 

چرا آرزو را آفریدی؛در صورتی که دستیابی به کوچکترین و بزرگترین آن غیر ممکن است. 

خدایا چرا اینگونه؟ 

چرا یکرنگی را در دلها نذاشتی؟ 

چرا مرا بی دوست گذاشتی ؟ 

اگر بنا بود این زندگی را داشته باشم   

پس من در این دنیا چه میکنم؟ 

خدایا گناهم چه بود که فقط سایه ام ؛دوست من

غمم همراهم--- بلورهای اشکم تسکین دهنده من 

وتصویر درون آئینه ام تنها همدمم





ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم فروردین 1389ساعت 21:12  توسط احمدي  | 

ادامه آخرين ديدار..4

حتي نميدونم ادامشو چطوري بنويسم يادش كه ميفتم تمام جوونم داره ميلرزه بازم سردمه وااااااااااااااااااااي خدا


براي خوندن ادامه آخرين ديدار به ادامه مطلب با رمز قبلي برين


آروم ندارم يه نشونه ميخوام واسه قلبم

                                                  جز اين نشونه واسه چيزي دخيل نميبندم


يه عكس جديد از احمدم گذاشتم كنار وبلاگم عزيز دلم خوشگله؟؟؟ببينيد چقدر نفسم بزرگ شده حتما" راجع

بهش تو قسمت نظرا بگين فداش بشم شكم زده عزيزم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم فروردین 1389ساعت 11:36  توسط احمدي  | 

ادامه آخرين ديدار..3

تنها ترين من

                  تنها نذار منو

                                تنها سفر نكن

                                                  اين دل شكسته از ياد رفته رو ديوونه تر نكن


ادامه خاطره آخرين ديداره من و تنها و زيباترين كسم براي خوندنش با

رمز  قبلي به ادامه مطلب بريد

           


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم فروردین 1389ساعت 17:21  توسط احمدي  | 

ادامه آخرين ديدار2

خب تو پست قبلي اگه تو ادامه مطلب رفته باشين تا يه جاهايي رو خوندين

البته من همرو كامل تعريف نكردم

حال ادامشو تو ادامه مطلب اين پست با همون رمز قبلي بخونين



عشقم چرا آخرين ديدار با من بموووون....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 18:17  توسط احمدي  | 

آخرين ديدار 1

از آخرين ديدار من و عشقم(كه هنوزم دعا ميكنم هيچوقت آخري نباشه)مينويسم....

براي خواندن خاطره من و عشقم به ادامه مطلب


برويد با رمز قبلي..

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

به نام هستی بخش مهربان......

این دیدار شاید آخرین دیدارمان باشد..آخرین درودو آخرین بدرود......آخرین نگاهو آخرین لبخند....

تلخی این وداع ناگریز را شاید هیچوقت دیداری دوباره بیرنگ نکند...

شاید دیگر هیچوقت فرصت نکنی برای سلام کردن به من پیشدستی کنی..شاید دیگر هیچوقت

فرصت نکنم برلی نگاهت غزل بنویسم.....اصلان شاید یکی از همین فرداهای نارنجی عکسم را

کنار نوشته ای که آغازش((انا الله و اناالیه راجعون.....باشد بر روی دیوار سیمانی  ببینی....

اما تو صبور باش...خم به ابرو نیاور..من در نبرد با تقدیر همیشه بازنده ام!!

راستی مردن اتفاق تازه ای نیست...زندگی هم برایم دیگر آش دهن سوزی نیست......

http://aligood.persiangig.com/image/LOVE%20(8).jpg


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم فروردین 1389ساعت 9:49  توسط احمدي  | 

تيك...تاك

تيك...تاك تيك ...تاك

صداي ساعتو ميشنوي عزيزم

نزديك سال تحويل شه

.....

به ادامه مطلب مراجعه شود...

http://www.aftab.ir/e_card/photos/f029c38af51f820a9e75b78ad7c7646d.jpg
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 18:50  توسط احمدي  |